بُغـــــــض

بغضم گرفته وقتشه ببارم

چه بی هوا هوای گریه دارم

باز کاغذم با تو خط خطی شد

خدا این حس و حالو دوست ندارم

باز دور پنجره قفس کشیدم

دوباره عطرتو نفس کشیدم

قلم تو دست من پر از سکوته

دوباره از ترانه دست کشیدم

جز تو تمومه شهر میدونن حالمو

مثله کبوترم که سنگ آدما شکسته بالمو

این قلبه بی قرارو از تودارم

این حسه انتظارو از تو دارم

اسمت هنوز دور گردنم هست

من این طناب دار رو از تو دارم

مرتضی پاشایی

 

/ 9 نظر / 16 بازدید
saeed

کجایی امشبم مثل هر شب دوباره برات گریه کردم گریه کردم گریه کردم که شاید بدونی بگی برمیگردم امشبم زول زدم مثل هرشب به عکست رو دیوار گریه کردم گریه کردم که شاید بگیری تو دستای سردم امشبم مثل هرشب یه نامه برات مینویسم مینویسم مینویسم میخوام خون بشه چشم خیسم امشبم پُر شده کاغذ از اسمت از اشک چشمم مینویسم مینویسم میخوام باورت شه دیوونم عزیزم مرتضی پاشایی

کوله پشتی

شهدا افتادند تا ما بلندتر بایستیم پس بنگر که کجا ایستاده ای ای رفیق...

زهـــــرا

بیاید که از آدم ها بت نسازیم!!! این خیانت است... هم به خودمان، هم به خودشان! خدایی می شوند که خدایی کردن نمی دانند و ما در اخر می شویم سر تا پا کافر خدای خود ساخته [ناراحت][افسوس]

زهـــــرا

در شهری که خورشید را به قیمت شمعی نمی خرند پروانه شدن یعنی تباهی ! [اوه]

ســ ـــــ ــمانه

سلام اجی گلم خوبی؟؟؟[بغل] دلم برات خیلییییی تنگ شده بودااا[قلب] ببخشید دیر به دیر میام نت ولی تو دلم بیادت هستم همیشه چه خبرا؟خوبی؟پیشاپیش سال نو رو تبریک میگم امیدوارم سال جدید سال خیلی خوبی برا خودتو خانوادت باشه[ماچ][ماچ][ماچ]

یلدا

سلام.آبجی نیستی؟ کم پیدا شدی؟ [ناراحت][ناراحت]

زرین قلم

رفیق راهی و از نیمه راه میگویی وداع با من بی تكیه گاه می گویی میان این همه آدم، میان این همه اسم همیشه نام مرا اشتباه می گویی.........