محافظت شده توسط رمز عبور

سلام خوبیداومدم یه چیزایی بگم یه نظرایی بپرسم و برم پس تا ته پستو بخونید و

نظرتونو بگید .

یادتونه تو وب قبلیم یه ماجرایی مینوشتم که شخصیتش مهراد پسر خالم بود ؟؟

میخوام بگم که اون واقعیت نداشت ...ینی من اصلا پسر خاله ای به نام مهراد ندارم

...اصلا کاراکترای تو ماجرا واقعی نبودن ...

منو ببخشید اما من داشتم یه داستان آموزنده و عاطفی مینوشتم که دیدش اول شخص

مفرد بود و میخواستم اونقدر به واقعیت نزدک باشه که بشه حسش کرد به همین خاطر

خودمو گذاشتم جای شخص اول داستان و کاراکتر بعدی رم پسر خالم معرفی کردم ...

تمام نصیحتا و و گاهی کنایه هایی که بهم زده میشدو به جون خریدم که فقط داستان

واقعی باشه . و چندتا از دوستام هم با تجربه هاشون راهنماییم کردن تا بهتر بتونم

بنویسم.

اما یه جاهایی یه سوتیایی داده بودم که اونایی که رمان زیاد میخونن متوجه شده بودن.

چند نفرهم فهمیده بودن اون داستانه و به صورت خصوصی بهم گفته بودن.

منم که دیدم داستان اونطوری که میخواستم از آب درنیومده گذاشتمش کنار و الان

نمیدونم کجاس اما دلم براش تنگ شده بالاخره براش وقت گذاشته بودم دیگه .

حالا دلیل خصوصی بودن پست : من این پستو خصوصی کردم که فقط دوستای قبیلم

ینی کسایی ک وب قبلیمو داشتن بخونن و نظرشونو راجبه داستانه بگن که اگه خوب

بوده بازم اگه وقت کردم بنویسم .

اونایی که فهمیده بودن داستانه و بهم نگفتن هم بهم بگن .

من به این دلیل این وبمو به خاطره نویسی اختصاص دادم که خاطره نویسی باعث

تقویت نویسندگی میشه منم نویسندگی رو دوست دارم .

پس لطفا نظراتونو بگید بدون رو در وایسی اصلا ناراحت نمیشم نقاط ضعف و قدرتموبهم

بگید....

یاحق

/ 3 نظر / 2 بازدید
ســ ـــــ ــمانه

سلام عزیزم نمیدونم کامنتم رسید یا نه! معلومه داستان نویسی رو خیلی دوست داری فک کنم بدونم کدوم داستان رو میگی... پولوتیک جالبی بود ایشالا که موفق بشی[ماچ]

میلاد

سلام فاطمه جان[قلب] ببین اصلا اگه بخوای نظر تمام مخاطباتو جلب کنی موفق نمیشی.... تو باید تو اون مسیری که استعدادشو داری و بهش علاقمندی حرکت کنی مطمئن باش هوادارای خاص خودتو پیدا میکنی... پس چه واقعی و چه غیر واقعی درست حرکت کن[چشمک]

میلاد

اره ابجی.... شعرهای من دلخواه خودمه و مطمئنا طرفدارای خاص خودش و ضد های خاص خودشم داره[تایید]