خسته...

خستم از روزای تکراری بدون عشق و بیداری ...

بدون حسرت و کینـه ولی بـا غم نه با شـادی ...

نه آدم با غم آزاده نه حسرت بی من آرامـــه ...

کنار پنجره آروم بدون اشک میگریم ...

همش موسیقی آروم رهای بغض سرشارم ...

من این حالات مبهم رو نه اصلا دوست نمی دارم ...

 

پاییز

 

/ 5 نظر / 46 بازدید
دانشجویان داروسازی 92 اصفهان

تشکر به خاطر حضورتون توی وبلاگ ما ممنون از وبلاگ خوبتون اما بی تعارف کمی انسان احساس نا امیدی و یاس میکنه وقتی وارد میشه با وجود خدایی به این خوبی و مهربونی دیگه قطره ای ناامیدی هم باقی نمیمونه

پسرک و دخترک پاییز

میخواهم بدهم دنیا را تنگ کنند به اندازه آغوش تو تا وقتی به آغوشت می رسم بدانم همه دنیا از آن من است

بیننده

سلام لا تقنطوا من رحمت الله چرا نا امیدی؟ مگه با وجود خدایی به این قشنگی و خوبی میشه نا امید بود