نوستالژی (دختر شلخته)

یکی از خاطرات دوران کودکیم (7-8 سالگیم) این بود که تو ماه تمام لباسا اسباب بازیا و

هرچی که فکرشو بکنید رو میچپوندم تو کمدم سر ماه که می شد همه رو میریختم

بیرون به عشق اینکه یه تپه از لباس درست بشه و من شیرجه بزنم توش ...خلاصه

شیرجه میزدم و کلی بازی میکردم و بعد 1 ساعت متوجه میشدم چه خاکی بر سرم

شده بابدبختی و هزار زور و زحمت جمعشون میکردم . ولی هیچوقت دست

بردار نبودم ایناوضاع تا زمانی که 9ساله شده بودم هم ادامه داشت آآآآآااخ یادش بخیر

چه دورانی داشتمااااا...

/ 5 نظر / 29 بازدید
سلام

سلام. قشنگ بود به ب منم بیا

نبات

خیلی هم خوب[نیشخند]