شهدا زنده اند! باور ندارید؟ پست زیر را بخوانید

! این داستان واقعی است ! 

با خوندن این داستان مو رو بدنم سیخ شد یک نفر تعریف میکرد:

روزی بچه ام دچار درد زیادی شد بسرعت او را به بیمارستان رساندیم پزشک گفت

هرچه سریعتر باید عمل شود وگرنه حتی در حد مرگش خطرناک است.

در آن لحظه نمیتوانستم هزینه ی بیمارستان را پرداخت کنم شخصیتم را زیر پا گذاشتم و

از هر کسی که رد میشد تقاضای کمک میکردم و عقلانی بود که باور نمیکردند

ونمیتوانستند اعتماد کنند چنین پولی را بدهند وقتی که از همه جا نا امید بودم یک آقای

جوانی داشت رد میشد از اوهم تقاضای کمک کردم و او فوری پذیرفت و مبلغ پول را به

من داد به گفتم حتما تا هفته ی دیگر من پول را به شما بر میگردانم فقط آدرس و شماره

تلفنتان را به من بدهید.

مرد جوان آدرسی به من داد و گفت من پول را نمیخواهم در ازای این پول به این آدرس

برو این خانواده حق به گردنم دارند .... و قسمت هایی از خانه را به من معرفی کرد تا

تعمیر کنم و به اوضاعشان رسیدگی کنم ... وبعد رفت و حتی اسمش را به من نگفت

مات بودم و مبهوت نمیدانستم باید باور کنم چنین تقاضایی را یا نه؟وبرایم سوال بود که

چرا خودش به آن خانواده سر نمیزند؟؟؟

به آدرس مورد نظر رفتم خانم مسنی در را باز کرد ماجرا را برایش تعریف کردم وگفتم من

از طرف همان آقای جوان آمدم ایشان گفتند این قسمتهای خانه نیاز به تعمیر دارد.پیر زن

هم نمیتوانست اعتماد کند در را بست و از من خواست که بروم که پیرمردی از راه رسید

و جویای ماجرا شد برای اوهم تعری کردم ایشان تصدیق کردند که آن قسمتها واقعا نیاز

به تعمیر دارد و با احترام مرا به داخل خانه بردند در آنجا عکس مرد جوان را در قاب به روی

دیوار دیدم  گفتم جوان مورد نظر همین بود که در عکس است مادر از حال رفت و پدر با

هق هق گریه گفت این پسرماست که شهید شده ...

بله شهیدان زنده اند ... فقط کافیست صدایشان کنیم فقط کافیست عاشقشان شویم

ایــن لیـنـــک رو هم باز کنید کلیپ قشنگیه .

/ 11 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ویولون

ی ماه سر به مُهر، سَر از سجده برمدار ، پشت سرت کسیست که شق-القمر کند مَن از عمق وجود خودم ، خدایم را صدا کردم ..... نمیدانم چه میخواهی ..... ولی امروز برای تو ..... برای رفع-غم هایت ..... برای قلب-زیبایت ..... برای آرزوهایت ..... به درگاهش دعا کردم و میدانم خدا از آرزوهایت خبر دارد ، یقین دارم دعاهایم اثر دارد . . . الهی انچه تو این شبا به “خوبانت” عطا می کنی به ما هم عطا کن…. التماس-دعا-خوبان [رویا][گل]

پسرک پاییز

تا که پرسیدم ز منطق، عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گـــریست: لیلی و مجنون همه افسانه اند عشق تفسیری ز زهــــرا و علی ست.

ویولون

لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ بوכن ڪنار تو را گوینـכ یا صاحب الزماטּ اللهم صل علی محمد وال محمد[گل][گل][گل]

دل

السلام علی الشهداء و صدیقین...

ویولون

خـُבایا ایטּ شاخه ها بَراـے قـَב ڪشیـבَטּ و رسیـבَטּ به آسِمانَت به آب جویـے ڪه اَز בِل به چَشمها ڪشیـבه میشه نیاز בارنَـב. ایטּ رو هَم بِِگُذار به حِساب یڪـے בیگَر از نیازهاـے مטּ ... ____ ____ ____ ____ ____ ____ ____ ____ ____ ____ پیامبر(ص): «‌هَر ڪًـ๛ شَب قـَבر را بیـבار بِمانـَב گُناهانَش آمُرزیـבه می­شوَב حَتـے اَگر تِعـבاـבِ آنها به تِعـבاـבِ سِتارگاטּ آسماטּ و به سَنگینـے ڪًـوه‌ها باشَـב…» ___________________________________________________________✓ ●• اِلتِمـــــــا๛ِ בُعــــــــــا •●

وحید۵۳

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

پسرک پاییز

می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه ی خویش بخدا میبرم از شهر شما دل شوریده و دیوانه ی خویش میبرم،تا که در ان نقطه ی دور شست و شویش دهم از رنگ گناه شست و شویش دهم از لکه ی عشق زینهمه خواهش بی جا و تباه میبرم تا زتو دورش سازم زتو ای جلوه ی امید محال میبرم زنده بگورش سازم تا از این پس نکند یاد وصال ناله میلرزد،میرقصد اشک اه بگذار بگریزم من از تو ای چشمه ی جوشان گناه شاید ان به که بپرهیزم من بخدا غنچه شادی بودم دست عشق امد و از شاخم چید شعله اه شدم، صد افسوس که لبم باز بر ان لب نرسید عاقبت بند سفر پایم بست میروم خنده به لب، خونین دل میروم،از دل من دست بردار ای امید عبث بی حاصل فروغ فرخزاد آپم دوست عزیز[گل]

فاطمه

شهید دکتر مصطفی چمران: وقتی عقل عاشق شود عشق عاقل می شود آنگاه شهید می شوی... شادي روح امام و شهدا صلوات.... داستان بسیار زیبایی بود و تأثیر گذار***