ღخاطرات یک دختر آبانیღ

سخن گفتن نوعی نیاز است اما گوش کردن نوعی هنر

این یه حسه جدیده

یکی دوباره از راه رسیده

مثل اون چشمم ندیده

انگاری اونو خدا واسه من آفریده

یکی ک صاف و ساده آروم قدم زد تو امتداد شب تنهایی جاده

دست خودم نیس قلبم میلرزه بی اراده

میریزه دل دیوونه اسمش عشقه

کسی نمیدونه اسمش عشقه

همیشه میمونه اسمش عشقه

اگه من اونودوس دارم اسمش عشقه

تنهاش نمیذارم اسمش عشقه

میاد کنارم آخه اسمش عشقه

شبیه بغض و بارون اشکام میریزه توی خیابون

حال و روزم مثل مجنون

یخ کرده دستام مثل زمستون

زلاله مثل آبه شکی ندارم این انتخابه آخره

مثل یه خوابه اما میترسم شایددوباره این سرابه

غم تو دل دیوونه اسمش عشقه

کسی نمیدونه اسمش عشقه

میره نمیمونه اسمش عشقه

همه جا جلو چشمامه اسمش عشقه

نمیدونه ک دنیامه اسمش عشقه

دلیل اشکامه اسمش عشقه

مرتضی پاشایی

نوشته شده در ۱۳٩٤/٦/۱ساعت ۳:٤٤ ‎ق.ظ توسط بانوی پاییزی نظرات ()


Design By : Pichak