ღخاطرات یک دختر آبانیღ

سخن گفتن نوعی نیاز است اما گوش کردن نوعی هنر

از این احساسی که توش گیر افتادم بیزارم که نمیتونم هیچ کاری انجام بدم ومنتظر یه رخدادم... تصمیم گرفتم روزامو بسازم و سر کنم تا وقتی جواب انتخاب رشته میاد...

نشسته بودم تو اتاقم چشمم افتاد به دیکشنری long man دیدم داره الکی خاک میخوره بعد با دیدن چندتا فیلم زبان اصلی فهمیدم باید مدرک زبانمو بزارم در کوزه آبشو بخورم واس همین تصمیم گرفتم خودم تو خونه زبانمو دوره کنم تا دوباره برم کلاس بعد از سه سال فاصله  ...

این ایده اولم بود بعد دوباره چشمم افتاد تو قفسه کتابا و دیدم من چقد چیزا دارم واسه پر کردن وقت ...دیوان حافظ ،بوستان سعدی،دیوان خمسه نظامی و کلی کتاب دیگه ...

فهمیدم تا الانم چقد دیوونه بودم که بیکار نشسته بودم

برم با اینا سر کنم ببینم بالاخره چی میشه ... یاعلی

pn:خداکنه تهران قبول شم من آدم شهرستان نیستم یا حداقل یه شهر خوب قبول شم یه رشته خوب ک بتونم توش پیشرفت کنم

نوشته شده در ۱۳٩٤/٥/٦ساعت ٦:٤٥ ‎ق.ظ توسط بانوی پاییزی نظرات ()


Design By : Pichak