ღخاطرات یک دختر آبانیღ

سخن گفتن نوعی نیاز است اما گوش کردن نوعی هنر

روز قدس به اتفاق پدر و دوستم به راهپیمایی رفتیم .

در اول در ایستگاه ولی عصر (عج) چیزهای خیره کننده ای دیدیم که تابحال توی ایران به

اجرا در نیومده بود آدما رو مثل مجسمه رنگ کرده بودن خیلی طبیعی بود خیلی.. بعد با

عوض شدن هر آهنگ حرکات اونا هم عوض میشد ...چهار پنج مورد از این قبیل دیدیم.

بعد با ورود به خیابان بهت زده شدیم از حضور جمعیت ....همه قشری بودند :حامیان

نظام ،مخالفان نظام ، پیـــر ، جوان ، کودک ، معلول ،سالم ،بازیگر ،ورزشکار ، بی حجاب

، باحجاب و ... همه جوره بودن.

بعضی ها هم که خلاقیت به خرج داده بودن و چیزهای جالبی درست کرده بودن و آورده

بودن.

توی پیاده روها جا برای قدم گذاشتن نبود .! به بابام گفتم اونایی که از قصد نیومدن

میترسیدن چون جرات دیدن چنین جمعیتی رو نداشتن .حرارت اونروز از زمین بیرون میزد

.خدا خیرشون بده هر 100یا 200 متر ماشین آتش نشانی ایستاده بود و روی مردم آب

میریخت کلی خنک میشدیم در اونجا صحنه های جالبی هم دیدیم .:)چند تا پسر خیلی

ریلکس زیر آب ایستاده بودن و اصلا به روی خودشون نمی آوردن که آب یخ داره روشون

ریخته میشه . ماهم که داشتیم از نعمت الهی ( آب ) لذت میبردیم یهو آقاهه شوخیش

گرفت قدرت آبو زیاد کرد و ما خیس خالی شدیم ولی به جاش خنک شدیم .

وقتی رسیدیم دانشگاه تهران فهمیدیم دیگه گنجایش نداره فکرشو بکنید اون دانشگاه با

اون گنجایش دیگه جا نداشت کم کم برگشتیم به سمت متروی فردوسی روی پل که

بودیم من یک آن برگشتم پشتمو دیدم از جعیتی که داشت میومد سمتمون وحشت

کردم خیلی صحنه جالبی بود به پدرم گفتم زود بریم تا فردوسی رم نبستن آخه متروی

ولیعصر انقدر شلوغ شده بود که بسته بودن ایستگاهشو .

با لباسای خیس برگشتیم و خیلی حس خوبی داشتم که تونستم کمترین کار رو برای

حمایت از مردم غزه انجام بدم خیلی خوب بود امیدوارم هر چه زودتر غزه آزاد بشه .

ایشالا زودتر تسلیح بشن تا این جنگ از نابرابری در بیاد من مطمئنم به محض اینکه

سلاح بهشون برسه پیرزو میشن.

راستی عیدتون پیشاپیش مبارک باشه

تمام روزه ها و نماز هاتون مقبول درگاه حق قرار بگیره . روز عید برای آزادی غزه دعا کنید

برای بیماران دعا کنید برای همه ی همه دعا کنید بعد یه گوشه ای از دعاهاتون منو هم یاد کنید .مرسی

فک نمیکنم دیگه  زیاد بتونم بیام درسا داره زیاد میشه .

 

 

پی نو شت : من خودم کلی عکسای قشنگ انداختم ولی نمیدونم چرا نمیشه بریزم تو

کامپیوتر خیلی جالب بودن عکسام :(((

نوشته شده در ۱۳٩۳/٥/٥ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ توسط بانوی پاییزی نظرات ()


Design By : Pichak